+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 14:17  توسط محمد حسن
|

متفکرشهید ناصرسبحانی
بقیه را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 14:28  توسط محمد حسن
|
سلام
مژده به دوست داران آیت الله مرتضی رضوی
کتاب جدید ایشان با عنوان :حلقات۴(وضوی پیامبر و امتش) در سایت بینش نو قرار گرفت.
در ضمن از قالب جدید سایت که خیلی هم عالی شده لذت ببرید
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 12:27  توسط محمد حسن
|
قرآن و انبياء
شامل : مطالب شنيدني دربارة پيامبران
آيات مربوط به پيامبران در قرآن
مشخصات بيش از يكصد پيامبر
مطالب شنيدني درباره پيامبران
ـ محل ازدواج حضرت يعقوب و حضرت موسي در بئرسبح (اردن هاشمي ) است .
ـ محل عروج عضرت عيسي كليسايي در فلسطين بوده است .
ـ محل حكومت پدر زن حضرت يعقوب و فرزندان آن در بعلبك در قصر سلطنتي عمالقه بوده است .
ـ پسران داود عبارتند از : ناتان،سامرع ، ساخوب، يوخايار، اليشع، نقاغ، يفيح و سليمان
ـ شعيب، هود،صالح، اسماعيل و محمد(ص) پيامبراني بودند كه به عربي سخن ميگفتند.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 11:26  توسط محمد حسن
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 14:8  توسط محمد حسن
|
مصاحبه ارزشمند روزنامه ایران با دکتر فیاض:
دكتر فياض استاد جامعه شناسى در دانشگاه تهران در گفت وگويى كه در ادامه مى خوانيد، نسبت به تبعات فاجعه آميز بى اعتنايى به اهميت و حساسيت هاى علوم انسانى در ايران شديداً اعلام خطر كرده است.
* با تشكر از اين كه وقت تان را در اختيار ما گذاشتيد، بفرماييد وضع علوم انسانى امروز در كشور ما به چه صورت است ؟؟
امروزه ما در ايران با فاجعه علوم انسانى روبه رو هستيم، يعنى به ۲ تعبير، هم نوعى فاجعه علوم انسانى و هم علوم انسانى فاجعه آميز. اما چرا علوم انسانى دچار فاجعه است به يك معنا علوم انسانى را اگر علوم انسانى اى بيابيم كه از مغرب وارد شده، خواهيم ديد كه اين واردات نيز خود دچار مشكل و مسائل زيادى بوده و هست. يعنى واردات اين علوم به شكلى بسيار سطحى و پيش پا افتاده صورت گرفته و اين مسأله هنوز هم ادامه دارد. اگر دقيق بررسى كنيم، مى بينيم كه كتاب هاى دست اول كلاسيك به ندرت ترجمه شده اند، اما كتاب هاى دست دوم و سوم و شرح ها ترجمه مى شوند و اين خود يك انحراف علمى بسيار عظيم است.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 0:11  توسط محمد حسن
|
پیامبران خفته در ایران:
حضرت سیم(ع) و حضرت لام (ع)
طبق اعتقادات مردم سمنان و همچنین طبق مفاد کتیبه موجود، دو نفر از فرزندان نوح به نامهای سامالنبی و لام النبی در محلی در نزیکی سمنان دفن شدهاند.
بقعه پیغمبران سمنان در 18 کیلومتری شمال شرقی سمنان بر فراز کوه مرتفعی قرار دارد. برای رسیدن به این بقعه هم از روستای «درجزین» در نزدیکی سنگسر و هم از جاده اصلی سمنان به دامغان (پلیسراه) میتوان انتخاب مسیر کرد.
این جاده خاکی و سنگلاخ است.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 14:57  توسط محمد حسن
|
چرا دنيا مه آلود است ؟ ..... چرا نوع بشر در منجلاب ضعف خوابيده است ؟
چرا اينگونه "سطح فكر" ما كوتاه و محدود است ؟
چرا در موج گنداب و گناه و كفر ميغلتيم ؟
چرا اينسان چو حيوان ، سرگسته ،بي هدف مي گرديم ؟
چرا اينگونه در مرداب پستي ها فرو رفتيم ؟
چرا برق نگاه ما دمادم رو به خاموشيست ؟
چرا نامردمي ها ، حق كشي ها ، در سيه چال رذالت در پيش ما اينقدر معمول است ؟
چرا آنسوي واديهاي عالم را نمي بينيم ؟
چرا چون مردگان در گور سياه "اوهام " خويش مدفونيم ؟
چرا اينگونه خاموشيم ؟
چرا زنجير "استعمار فكر" خويش را پيوسته چون افسار در دنبال خود داريم ؟
چرا ننگ مذلت را به خود هموار مي سازيم ؟
چرا افسانه مي گوييم و با افسانه ها شاديم ؟
چرا تقليد ما از ديگران ، تنها تباهي ها و پستي هاست ؟
چرا" ته مانده هاي جام هاي غرب " را مستانه مي نوشيم ؟ چرا آخر؟
مگر ما بندگان يك خداي ديگر هستيم ، مگر ما ريزه خوار سفره بيگانگان هستيم ؟
چرا بر پا نمي خيزيم ؟ چرا بر پا نمي خيزيم ؟
دست "يهود" امروز بيرون شده از آستين دشمن اسلام
آن گرگ خون آشام ياران ما را از "سرا" رانده
آن قبله پيشين ما امروز بر خويش مي بيند بسي "مهمان ناخوانده"
چرا اينگونه ما يوسيم ؟ " مگر خورشيد از مشرق نمي تابد" ؟
بپا خيزيم ، بپاخيزيم و با ياري ايمان از تباهي ها برون آييم
بپاخيزيم و "آذرها" بر افروزيم و افسار "اسارت "را بسوزانيم
همه با هم بپا خيزيم . و ديو "جهل" را با خنجر "همت" بر اندازيم
آه اي مردم
چرا "رفاه" خويش را از غرب آرزو كنيم ؟ چرا كه كام خويش را به "جام غرب" پر كنيم ؟
كسي كه "آندلس" به زير سلطه اش حيات و نام جسته است
كسي كه در زمين "علم و دانشش" حيات " فقر" جسته است
كسي كه "روم" و "پارس" رهانده و دوباره زنده كرده است
چرا كه "راه خويش "را از غرب جستجو كند ؟
چرا رفاه خويش را از غرب آرزو كنيم ؟ ......
چرا درنگ مي كنيم ؟ مگر آفتاب از "شرق "نمي تابد ؟ ......
براي پيشرفت خود نيازمند دانشيم ، نيازمند كوشش و تلاش و بينشيم
پي رهايي از "كمند ظلم غرب" همه نيازمند كوششيم
اگر "نهاد" خويش را رها كنيم
اگر "نهاد" خويش را از "سستي" وز "كاهلي" جدا كنيم
"اگر به گفته خدا عمل كنيم ، اگر به گفته خدا ، به فضل و علم رو كنيم"
"دوباره آفتاب دين طلوع مي كند و باز غرب سابقه به ما رجوع مي كند"
" كه كام تلخ خويش را به جام شرق پر كند."
مگر آفتاب از "شرق "نمي تابد ؟ ......
"چه كسي مي خواهد من و تو ما نشيم" ؟
"چه كسي مي خواهد من و تو ما نشيم" ؟
" خانه اش ويران باد "
با من اكنون چه نشستنها خاموشيها
با تو اكنون چه فرا موشيها
چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم ؟
چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم ؟ خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم تنهايم ، تو اگر ما نشوي خويشتني از كجا كه من و تو
شور یکپارچگی را در "شرق" باز بر پا نکنیم ؟
از کجا که من و تو مشت رسوايان را وا نكنيم ؟
من اگر برخیزم.تو اگر بر خیزی همه بر می خیزند
من اگر بنشينم ، تو اگر بنشيني چه كسي برخيزد؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن در آويزد ؟
شعر از «دكتر حميد مصدق»
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 13:59  توسط محمد حسن
|